محمد يار بن عرب قطغان
41
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
[ گفتار در ذكر تسليم نمودن سلطان محمود خان ولايت اترار را به حضرت خليفة الرحمانى ] « 1 » بعد از اين واقعه سلطان محمود خان كه والى ولايت تاشكند بود لشكر كشيده ، اترار را در تحت تصرف درآورد . اما به وضوح پيوسته كه محافظت اترار در نگاه داشت تاشكند موجب قصور است ، زيرا كه در آن ولا از جانب سلطان احمد ميرزا توهم تمام داشت كه تعرض به ولايت تاشكند خواهد رسانيد . بعد از طريقهء مشورت به اركان دولت بر آن قرار يافت كه اترار را تسليم محمد خان شيبانى نموده ، خود به تاشكند معاودت نمايد . چه محمد خان شيبانى در ذمهء « 2 » سلطان محمود خان از قديمالايام حقوق ثابته داشت ، چه واقعهء لشكر كشيدن سلطان احمد ميرزا بر سر تاشكند سبق يافت . بنابرآن ، سلطان محمود خان جمعى از كبار امراى خود را با تحفه و هدايا به خدمت شيبانى خان ارسال نموده ، مكتوب محبتآميز فرستاده و محمد خان شيبانى ملتمس او مبذول داشته ، قدم عزيمت ( 26 ب ) به صوب اترار نهاد . و سلطان محمود خان مراسم استقبال بجاى آورده ، به اعزاز تمام به اترار درآورده ، طوى عظيم ترتيب داد و در آن صحبت مجددا مواثق و عهودى در ميان انداخته ، اترار را تسليم محمد خان شيبانى نموده ، خود مراجعت و به ولايت تاشكند فرود آمده . در اين اثنا ، اكابران و اعيان قصبه صبران بعد از مراسم مشورت بر آن قرار دادند « 3 » كه اكثر ولايت تركستان در حوزهء تسخير محمد خان شيبانى درآمده ، آنچه باقىمانده عنقريب به تحت تصرف او در خواهد آمد ، قبل از آنكه به ضرورت بايد داد و آن موجب كدورت نيز خواهد بود ، صبران را تسليم آن جناب بكنيم . ( بيت : ) نشان مردم عاقل همين است * كه پيش از كار ديدن كاربين است و در آن فرصت قل محمد ترخان ولد محمد مزيد ترخان حاكم صبران بود ، از اين قضيه وقوف يافت . قبل از اخراج ، خروج نموده ، عزيمت هزيمت نمود و بعد از فرار نمودن
--> ( 1 ) . س : « گفتار در ذكر محاربه . . . خليفة الرحمانى » ندارد ، از شيبانىنامه ، ص 42 افزوده شد . ( 2 ) . س : زمه ( 3 ) . س : دادهاند .